فرشته
 
 


شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30



جستجو


موضوع

نحوه نمایش نتایج:


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

دريافت كد دعاي فرج




 



موضوعات: یا حسین مظلوم, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
[شنبه 1395-07-17] [ 10:42:00 ب.ظ ]





کربلای کوچه ی بن بست

****************************************

 

من بودم ودیوارهای کوچه ی بن بست

با کودکم در انتهای کوچه ی بن بست

طوفان گرفت و هردومان از ترس لرزیدیم

لعنت براین آب وهوای کوچه ی بن بست

پایم به سنگی گیر کرد و کوزه ام افتاد

من ماندم وهول و ولای کوچه ی بن بست

در گودی زیر دو چشمم می توانی دید

گودال سرخ کربلای کوچه ی بن بست

زد زیر گریه، خشت خشتِ خانه ی حیدر

از ناله ی واغربتای کوچه ی بن بست

دیدم حسن خیلی پی آن گوشواره گشت

با چشم گریان هر کجای کوچه ی بن بست

از قعر دریای بلا طفلی نجاتم داد

می خوانم او را ناخدای کوچه ی بن بست

تا روز محشر هیئتی ها اشک می ریزند

با شعرهای ماجرای کوچه ی بن بست

بر چهره ی سینه زنانم بین هر روضه

حک می شود جغرافیای کوچه ی بن بست

موضوعات: کربلای کوچه ی بن بست, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 10:34:00 ب.ظ ]




ذوالجناح چه خبر؟

 

پــیل تن اســب چرا با رخ مــات آمده ای

شـاه را بــردی وتــنها زفــرات آمـــده ای

ای فــرس! قـافله سـالار تو کشــتند مگر؟

کـه تــو بــی قافــله وآتــش وآه آمــده ای

شه مارا مگر افکنده ای از پشت به خاک

عــذر جــویان زپــی عــفو گــناه آمــده ای

ما یــتیمان چــه کــنیم از الــم بی پــدری؟

بـدتر از بــی پدری ،دربدری،خون جگری

موضوعات: ذوالجناح چه خبر؟, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 10:27:00 ب.ظ ]




حدیث پیامبر در مورد امام حسین (ع )

*********************************************

پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود :

براى شهادت حسین علیه السلام ،

حرارت و گرمایى در دلهاى مؤ منان است

که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

منبع : کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556

موضوعات: حدیث پیامبر درمورد امام حسین, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 10:16:00 ب.ظ ]




حدیث از امام حسین (ع):

***********************************

 

امام حسین علیه السلام می فرمایند:

يَظهَرُ اللَّهُ قائِمَنا فَيَنتَقِمُ مِنَ الظّالِمینَ

خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏ آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏ گیرد

(إثباة الهداة ، ج 5 ، ص 196)

موضوعات: حدیثی از امام حسین:  لینک ثابت
 [ 10:07:00 ب.ظ ]






سخنان امام خمینی(ره) در خصوص محرم و نهضت عاشورا

 

محرم ماهی است که عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام کرده ، و به اثبات رسانده است که در طول تاریخ ، همیشه حق بر باطل پیروز شده است.
محرم ماهی است که به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ، و از توطئه عناصر فاسد و رژیم بنی امیه، که اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشید.
این خون سید الشهدا است که خونهای همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد . ماه محرم برای مذهب تشیّع ماهی است که پیروزی، در متن فداکاری و خون به دست آمده است.
محرم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست، که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد، وراه فنای ظالم و شکستن ستمکار را به فدایی دادن و فدایی شدن دانست. واین خود سرلوحۀ تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر.
با حلول ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد.ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد.ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم ‍«و داغ باطله » بر جبهه ستمکاران و حکومتهای شیطانی زد. ماهی که به نسل ها در طول تاریخ ، راه پیروزی بر سر نیزه را آموخت.ماهی که شکست ابر قدرتها را در مقابل کلمه حق، به ثبت رساند.ماهی که امام مسلمین ، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت.
سید الشهدا را کشتند، اسلام ترقی اش بیشتر شد.
سیدالشهدا _سلام الله علیه_ با همه اصحاب و عشیره اش قتل عام شدند،لکن مکتبشان را جلو بردند.
شهادت حضرت سیدالشهدا مکتب را زنده کرد .
زنده نگه داشتن عاشورا ، یک مسأله بسیار مهم سیاسی _ عبادی است.
انقلاب اسلامی ایران ، پرتویی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.
کربلا کاخ ستمگری را با خون در هم کوبید ، و کربلای ما کاخ سلطنت شیطانی را فرو ریخت.
کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سید الشهدا را زنده نگه دارید ، که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود.
مسأله کربلا ، که خودش در رأس مسائل سیاسی هست ، باید زنده بماند.
ملت بزرگ ما باید خاطره عاشورا را، با موازین اسلامی ، هر چه شکوهمندتر حفظ نماید.
این محرم را زند ه نگه دارید؛ ما هر چه داریم از این محرم است.
محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.
تمام این وحدت کلمه ای که مبدأ پیروزی ما شد ، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد.
مجالس بزرگداشت سید مظلومان و سرور آزادگان ، که مجالس غلبه سپاه عقل بر جهل،و عدل بر ظلم، وامانت بر خیانت، و حکومت اسلامی بر حکومت طاغوت است ، هر چه با شکوه تر و فشرده تر بر پا شود ، و بیرق های خونین عاشورا به علامت حلول روز انتقام مظلوم و ظالم ، هر چه بیشتر افراشته شود.

ماه محرم ماهی است که مردم آماده اند برای شنیدن مطالب حق.
گریه کردن بر عزای امام حسین ، زنده نگه داشتن نهضت ، و زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد ، دستور است.
باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد.
عاشورا روز عزای عمومی ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان است.

موضوعات: سخنان امام خمینی(ره) در خصوص محرم و نهضت عاشورا, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 10:03:00 ب.ظ ]




حکومت و سیاست در سیره امام حسین علیه السلام


**********************************************************************


 

نقطه ى بارز در زندگى حضرت امام حسین علیه السلام آفرینش حادثه ى کربلا است . این حادثه بدون شک یکى از عوامل تعیین کننده و مهمترین عامل تشکیل شیعه در تاریخ است . مبانى فکرى شیعه بویژه اساسى ترین آن که مسئله ى امامت است , پس از حادثه ى کربلا بیشتر جان گرفت , و خط سیر فکرى و سیاسى امیرالمؤمنین علیه السلام که عبارت بود از دین محورى ومبارزه با انحرافات و همچنین دست یابى به سلطه ى سیاسى و اداره ى بلاد پهناور اسلامى از نو زنده شد.

هر چند امام حسین علیه السلام در حادثه ى کربلا, شکست نظامى خورد و نیروى رزمى خود را از دست داد, و مصایب بالاتر از آن را متحمل گردید, اما باید این قضیه بدور از جنبه هاى غیبى و معنوى آن , و صرف نظر از علم گسترده ى امام به وقایع و پیشگویى هایى که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم از وقوع حادثه ى کربلا کرده بود, مورد ارزیابى قرار بگیرد و به این سؤال پاسخ داده شود که چرا آن حضرت به جانب عراق حرکت کرد و در نتیجه خود و نیروهایش را از دست داد؟ چه اشکال داشت که کار به کار یزید نمى داشت و آرام و بى درد سر در مدینه مى ماند؟ باید گفت تاریخ سیاست چه کسى را به یاد دارد که او در فعالیت هاى سیاسى خود با هیچ مانعى برنخورده باشد];و هیچ خسارتى را متحمل نشده باشد, و بدون کوچکترین مانعى و با قاطعیت تمام به آرمان هاى سیاسى خود رسیده باشد؟ کسانى که براى دست یابى به قدرت و حاکمیت سیاسى و یا هر هدف مثبت یا منفى دیگر فعالیت مى کنند, چاره ى نیست که همیشه در معرض خطراتى از قبیل : ترور, حبس , تبعید و … قرار بگیرند , هر چند سیاستمدار پخته و موفق هم باشند. این تصور, که حرکت سیاسى تنها موقعى صحیح و جایز است که نیل به هدف قطعى و مسلم باشد, و احتمال هیچ گونه شکست و ناکامى در آن راه نداشته باشد, یک تصور ایده آلیستى است , و چنین فکرى نشانه ى سادگى بینش سیاسى او است , زیرا واقعیات تاریخ هرگز چنین تصورى را تجویز نکرده , و هر که به کار سیاسى اقدام مى کند با احتمالات سروکار دارد.

در این جا نیز نباید چنین تصور واهى داشته باشیم که امام مى بایست به پیروزى این سفر قطع مى داشت و کمترین احتمال شکست بخود راه نمى داد. با توجه به این امر که محور تفکر سیاسى امام علیه السلام این بود که به هیچ وجه نمى توانست با یزید و حاکمیت او موافقتى داشته باشد هر چند که مخالفت , به شهادت او منجر شود. چنان که پدر بزرگوارش على علیه السلام در حاکمیت خود معاویه را به عنوان والى شامات نپذیرفت و در این راه پافشارى کرد تا آن که شد آن چه شد. زیرا در صورت سازش على علیه السلام با معاویه , دیگر على علیه السلام , على نبود; چون براى مردم چنین مفهوم مى گردید که دعوا, دعواى شخصى بخاطر ریاست و مقام است , نه بخاطر آرمان و مکتب . بدینسان امام حسین علیه السلام اگر در برابر یزید, بى تفاوت مى ماند, دیگر حسینى باقى نمى ماند. نکتهء دیگر هم این است که امام علیه السلام در صورت عدم بیعت , هر چند اگر قیام هم نمى کرد, یزید او را مى کشت . چنان که امام حسین علیه السلام این سخن را در مسافرت خود بارها گفته است , و شواهد تاریخى نیز آن را تایید مى کند و از نظر مقتضیات سیاسى معمول آن روز, یزید هرگز اجازه نمى داد که شخصى چون حسین با او بیعت نکرده و آرام به زندگى خود ادامه دهد, زیرا یزید کاملاً مى شناخت که حسین علیه السلام کسى نیست که کارى به کار او نداشته و غیر مسئولانه به زندگى عادى خود بپردازد , بنابراین چرا امام علیه السلام در پى چاره اى نباشد که در صورت امکان , انقلابى علیه یزید راه انداخته ,و جامعه ى اسلامى را چنگال خونین آل امیه نجات دهد؟ حالا که باید حرکت اعتراض آمیزى از خود نشان دهد, چه نقطه ى را پایگاه سیاسى و نظامى خود قرار دهد؟ مکه , مدینه , یمن و کوفه از مراکز عمده ى تجمع شیعى است , اما مکه و مدینه و یمن بستر مناسب براى مقاومت و];ّّنا دفاع در برابر یزید نبود, و آمادگى دفاع از حسین علیه السلام و جلوگیرى از کشته شدن وى را نداشتند. و تنها نقطه ى که بیشتر احتمال مقاومت و دفاع در آن وجود داشت , همان کوفه بود درست است که کوفه , سوابقى که بتوان به آن اطمینان کرد نداشت . اما بى تابى کوفه براى تشریف فرمایى امام به آن جا, و سرازیر شدن سیل نامه هاى اشراف و سران و مردم عادى به سوى امام و قول به مقاومت در برابر بنى امیه , و پشتیبانى از آن حضرت این ضعف را از میان مى برد , و هر چند مردم کوفه بر اصرار خود دایر برحمایت از امام مى افزودند, درصد احتمال پیروزى امام علیه السلام در مقابل دستگاه یزید افزوده مى شد, ولى احتمال خطر و شکست هم بود.

حالا اگر امام این راه را انتخاب نمى کرد, چه مى کرد؟ آیا یزید کسى بود که در صورت عدم بیعت امام علیه السلام به زنده ماندن وى راضى مى شد؟ آیا امام کسى بود که با یزید بیعت کرده و در مقابل جریان هاى ضد اسلام و کفر آمیز حاکم بر کشورهاى اسلامى , تنها به صورت یک تماشاگر بى تفاوت و شخصیت غیر مسئولى که فقط به جان خود و زندگى و منافع خود مى اندیشد, زندگى مى کرد؟

اگر امام به کوفه نمى رفت و در همان مکه و جاهاى دیگر هدف سوء قصد قرار مى گرفت و به شهادت مى رسید, نمى گفتند چرا امام علیه السلام در مقابل آن همه نامه هاى کوفى ها و اصرار آنان در رابطه به دعوت از او, بى اعتنایى کرد و به آن جا نرفت , تا در پناه شمشیر زن هاى مردم کوفه از خطر ترور درامان مى ماند, و پیروزمندانه به اهداف سیاسى خود نایل مى شد؟

اما از نظر تاریخى , گفته شده که چهل هزار نفر بعد از آن که هلاکت معاویه , و مخالفت امام حسین علیه السلام از بیعت کردن یزید را شنیدند , براى آن حضرت نامه نوشتند بدین مضمون :

«بسم الله الرحمن الرحیم . درود بر تو بعد سپاس خدا را که دشمن غدارت را نابود کرد, کسى که به زور بر امت مسلط شده و دارایى ها را غصب کرد , و بدون رضایت مردم بر مردم حکومت کرد, خوبان را کشت و بدان را باقى گذارد, و بیت المال را سرمایه ى شخصى و خانوادگى اش درست کرد, خداوند او را چون قوم ثمود از رحمتش دور کرد . ما امام و قیم امر نداریم , بیا به کوفه , شاید خداوند بوسیله ى تو, ما را بر محور حق گرد آورد, و اینک نعمان بن بشیر والى کوفه در دارالاماره است , ما از او اطاعت نکرده و در هیچ جمعه و عیدى با او نماز نمى خوانیم , اگر بشنویم بطرف کوفه مى آیى , او را از کوفه بیرون کرده و به شام مى رسانیم»

. بعد از دو روز قاصد دیگرى فرستادند که حاصل صد و پنجاه نامه ى دعوت بود, امام به این نامه ها وقعى نگذاشت و پاسخى نداد, بعد از آن در یک روز ششصد نامه به آن حضرت رسید و بدین سان نامه هاى متواتر رسید تا به دوازده هزار نامه بالغ گردید. نامه ى دیگرى نوشتند:

«بسم الله الرحمن الرحیم . از طرف شیعیان و مؤمنین مردم کوفه براى امام حسین علیه السلام و بعد, اماما! هر چه سریعتر تشریف بیاورید که مردم انتظار قدوم شما را دارند, و جز به شما به کسى رأى نمى دهند, تعجیل کن , تعجیل کن , تعجیل والسلام.«

تا آن که قیس ابن مصهر و عبدالله ابن وال به نمایندگى از مردم کوفه براى دعوت شفاهى از امام علیه السلام و مذاکره پیرامون آن در مکه حضور آن حضرت رسیدند بار دیگر هانى ابن هانى از آگاهان کوفه در مکه از امام دیدار بعمل آورد, و از آمادگى اشراف و مردم کوفه اطمینان داد.

آیا امام علیه السلام مى توانست با این همه دعوت نامه هاى کتبى و شفاهى بى توجهى نشان دهد؟ و چه مجوز شرعى و سیاسى وجود داشت که امام با این همه الحاح و اصرار و اعلام آمادگى , پاسخ مثبت ندهد؟ آنان که در هیچ جمعه و عیدى دور نعمان ابن بشیر والى کوفه جمع نمى شدند و از او فرمان نمى بردند و یک ارتش مجهزى براى امام بودند, اگر امام اجابت آن ها را نمى کرد, قضاوت تاریخ چگونه بود؟ و آیا هر سیاستمدار دیگرى که خواهان تغییر اوضاع سیاسى باشد, و چنین نیروى آماده اى در اختیار داشته باشد, دست به اقدام نمى زند؟ آیا صحیح بود امام علیه السلام در پاسخ مى فرمود: به شما اعتماد و اطمینان ندارم ؟ و با این اصرار و الحاح و مخالفت علنى از والى کوفه و آمادگى براى هرگونه مقابله آیا مى توان گفت که آنان از اول قصد خیانت و بى وفایى را داشته اند؟ امام آخرین درجه ى دقت و احتیاط را بکار برد, و براى کسب اطمینان بیشتر مسلم ابن عقیل را فرستاد و بدو خطاب کرد که :

«و ان رأیت الناس مجتمعین على بیعتى فعجل لى بالخبر حتى اعمل على حسب ذلک »

اگر دیدى مردم یک پارچه بیعت مى کنند, بسرعت گزارش بده و خبر آن را به من برسان تا براساس آن عمل نمایم.

گزارش مسلم مثبت بود و نوشته بود بیش از بیست هزار نفر به تو بیعت کرده اند بیدرنگ حرکت کن . نامه هاى مردم کوفه و اظهارات نمایندگان آن ها, و گزارش مسلم از اوضاع کوفه , همگى نشان مى داد که در آن جا مقاومت و مبارزه ى سرسختانه , علیه سلطه ى اموى در حال شکل گرفتن است و نمى شود گفت مردم قصد خیانت و بى وفایى را دارند, زیرا این قضاوت بسیار عجولانه بود, از ین رو امام براى تغییر اوضاع کوفه , تأخیر در رفتن را صواب نمى دید, و اگر حرکت نمى کرد در برابر تاریخ چه جوابى داشت ؟ امام در طول راه با کاروانى از یمن برخورد کرد که بطرف شام حرکت مى کرد و هدایایى براى یزید مى برد, امام علیه السلام کاروان را توقیف و هدایا را مصادره کرد, و از افراد آن نیز دعوت کرد که تا در صورت تمایل همراه او به عراق بیایند, و در غیر این صورت باز گردند و این هم نشان مى دهد که امام براى ایجاد یک تحول سیاسى مصمم بوده است . آن حضرت وقتى که خبر شهادت مسلم را شنیدظ, هر چند از اعتماد و خوشبینى آن حضرت نسبت به مردم کوفه کاسته شد, ولى هنوز احتمال نیل به پیروزى در کوفه صددرصد از بین نرفته بود, زیرا وقتى که با یاران مشاوره کرد, آن ها گفتند شما مانند مسلم نیستید, اگر مردم کوفه شما را ببینند شاید به سوى شما بیایند, و با توجه به نامه هاى کوفه این احتمال بعید نبود.

اما وقتى امام علیه السلام پیام شفاهى مسلم را دایر بر انصراف از کوفه توسط عمر سعد شنید, تصمیم به بازگشت گرفت ولى حر از بازگشت آن حضرت ممانعت نمود. از آن به بعد امام علیه السلام همواره در دیدارهاى خود با فرماندهان سپاه دشمن و فرستادگان آن ها و حتى خطاب به مردم کوفه تصمیم به بازگشت خود را تکرار مى کرد و مى فرمود یا ایها الناس اذا کرهتمونى فدعونى انصرف عنکم الى مأمن الارض . اى مردم اگر مرا خوش ندارید, مرا واگذارید تا از نزد شما به سوى امن ترین مکان یعنى مکه بروم . ببینیم خود امام مسئله را چگونه توجیه کرد, و شواهد تاریخى این مطلب را چگونه نشان مى دهد؟ امام حسین علیه السلام در موارد متعددى فرموده است که یزید و عمالش اجازه ى ادامه زندگى براى آن حضرت در مکه را نداده و به هر صورت او را به قتل مى رساند:

1) در جواب اعتراض ابن عباس فرمود:

لان اقتل خارجاً من شبرین احب الى من اقتل خارجاً من شبر.

اگر به فاصله ى دورتر از دو وجب کشته شوم , بهتر است که به فاصله ى یک وجب کشته شوم .

2) در جواب اعتراض دیگرى فرمود:

ان القوى لا یترکونى … فلا یزالون حتى ابایع و انى کاره فیقتلونى .

این قوم پیوسته از من بیعت مى خواهند و من چنین نخواهم کرد, در نتیجه مرا مى کشند.

3) و درجواب اعتراض دیگرى نیز فرمود:

لو کنت فى حجرهامة من هوام الارض , لا ستخرجونى و یقتلوننى .

اگر در سوراخ حشرهء از حشرات زمین باشم , مرا بیرون کرده و به قتل مى رسانند.

4) در مورد دیگر که سبب عجله ى آن حضرت را پرسیدند, فرمود:

لو لم اعجل لاخذت .اگر عجله نکنم دستگیرم مى کنند.

این برداشت امام علیه السلام از مسئله بود, و یقین داشت که در صورت بیعت او را مى کشند, حال وقتى که قرار شد حضرت از مکه بیرون رود, در کدامین نقطه ى از نقاط کشور اسلامى باید کوچ نماید تا در امان بماند؟ در مدت اقامت امام در مکه نامه هاى که از کوفه به آن حضرت رسید آن قدر زیاد و با قاطعیتى نوشته شده بود که بعدها بصورت دلیل عمده ى امام براى سفر به عراق درآمده بود و آن حضرت در موارد بسیارى که از علت سفر به عراق سؤال مى شد, در جواب نامه هاى مردم کوفه را مطرح مى کرد.

بالاخره قیام عاشورا, سرفصلى بود براى نهضت هایى که بعد از آن علیه حکام ظالم بوقوع پیوست , عینیت شیعه را شفاف تر کرد, و به امتى که حیات فکرى , سیاسى و شخصیت اسلامى خود را از دست مى داد, حیات تازه و شخصیت نو آفرید, و چهره هاى تزویر و کفرهاى پنهان را که در نقاب دین ظاهر شده بودند, بر ملا و افشاء نمود. چنان که حکام ظالم براى دوام حاکمیت و استحکام پایه هاى حکومت خود, مسئله ى جبر را پیش کش مى کرد, و لزوم حفظ جماعت و اطاعت از ائمه و حرمت نقض بیعت را دستاویز اساسى خود قرار مى دادند, و با بکارگیرى این مفاهیم , بشکل تحریف شده ى آن , مردم را وادار به پذیرش حکومت خود مى کردند, چه آن که حفظ جماعت , اطاعت از حاکمیت و التزام به بیعت , حاوى مفاهیم اساسى دینى , سیاسى و اسلامى است که از نظر عقل نیز, دوام جامعه و حفظ نظام اجتماعى از تزلزل بر این سه اصل استوار است . اما امام علیه السلام با قیام خود ثابت کرد که اطاعت از هر نظامى , و فرمان بردن از هر امامى لازم نیست , و اعتراض و مقاومت علیه حکومت هاى جائر, مسرف , فاسق و منحرف از دین را نباید بحساب تفرقه افکنى و اغتشاش و مایه ى بهم خوردن جماعت گرفت , زیرا آن حضرت از زبان جدش پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم روایت کرد که : کسى که پادشاهى ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال مى داند, و عهد خدا را مى شکند, مال خدا را بخود اختصاص مى دهد و حدود خداوندى را محترم نمى شمارد, بر او واجب است که قیام نماید و با سکوت و بى تفاوتى خود بر چنین نظامى مهر تایید نزند و بدانید که یزید چنین کسى است . و ما الامام الا القائم بالقسط و… امام و زمامدار امت کسى است که عدالت خواه باشد, و کتاب خدا را بداند و همه ى سعى و تلاشش براى خدا باشد, و یزید چنین کسى نیست , پس براندازى حکومت چنین کسانى یک وظیفه ى الهى است.

نتیجه روشن قیام عاشورا و درسى که باید از آن گرفت , پیوند ناگسستنى دین و سیاست و مداخله ی قاطع دین مداران در سرنوشت سیاسى جامعه و حرکت دادن جامعه به سمت و سوى سیاست دینى و الهى است .

*****************************************

پى نوشتها:

1- حیات فکرى و سیاسى امامان شبعه : جعفریان , رسول , ج 1 ص 116 چاپ اول , قم , مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى , 1371به نقل از تاریخ ابن اعثم کوفى : ج 5 ص 49

2- پیشین , جعفریان , ج 1 ص 117به نقل از تاریخ ابن اعثم : ج 5 ص 55ـ 53

3- همان , ج 1 ص 177به نقل از تاریخ ابن اعثم : ج 5 ص 50

4- همان , ج 1 ص 117به نقل از انساب الاشراف : ج 2 ص 164

5- همان , ج 1 ص 148به نقل از طبرى : ج 4 ص 323

6- همان , ج 1 ص 145به نقل از انساب الاشراف : ج 2 ص 1647-

7- همان , ج 1 ص 145به نقل از تاریخ ابن اعثم کوفى : ج 5 ص 116

8- همان , ج 1 ص 146به نقل از طبرى : ج 4 ص 290

موضوعات: حکومت و سیاست در سیره امام حسین علیه السلام, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:51:00 ب.ظ ]




 

روز هفتم محرم

در این روز عبدالله بن زیاد نامه‏اى به نزد عمربن سعد فرستاد و به او دستور داد تا با سپاهیان خود بین امام حسین و اصحابش و آب فرات فاصله ایجاد کرده و اجازه نوشیدن حتى قطره‏اى آب را به امام ندهد، همانگونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خوددارى شد!!

عمربن سعد نیز فوراً عمر بن حجاج را با پانصد سوار در کنار شریعه فرات مستقر کرد و مانع دسترسى امام حسین و یارانش به آب شدند، و این رفتار غیر انسانى سه روز قبل از شهادت امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت. در این هنگام مردى به نام عبدالله بن حصین ازدى که از قبیله بجیله بود فریاد برداشت که: اى حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانى نخواهى دید! به خدا سوگند که قطره‏اى از آن را نخواهى آشامید تا از عطش جان دهى!
امام حسین علیه‏السلام فرمود: خدایا او را از تشنگى بکش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار مده!

حمید بن مسلم مى‏گوید: به خدا سوگند که پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالى که بیمار بود، قسم به آن خدایى که جز او پروردگارى نیست، دیدم که عبدالله بن حصین آنقدر آب مى‏آشامید تا شکمش بالا مى‏آمد، و آن را بالا مى‏آورد! و باز فریاد مى‏زد: العطش! باز آب مى‏خورد تا شکمش آماس مى‏کرد ولى سیراب نمى‌شد! و چنین بود تا جان داد

**************************************************

منبع:کتاب قصّه کربلا- به ضمیمه قصّه انتقام‏، على نظرى ‏منفرد

موضوعات: از امام صادق روایت شده, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:47:00 ب.ظ ]




ازامام صادق علیه السلام روایت شده است:

 که روزی امام حسین علیه السلامدر دامن حضرتد رسول صلی الله علیه و آله و سلمنشسته بود و حضرت با او بازی می کرد و او را میخنداند.

عایشه گفت: یارسول الله! چه بسیار این کودک را خوش داری!

حضرت فرمود: وای بر تو! چگونه او را دوست ندارم و از او خوشم نیاید در جایی که این فرزند میوه دل و نور دیده مناست و البته امت من او را خواهند کشت، پس هر کس بعد از شهادتش او را زیارت کند حقتعالی برای او یک حج از حجهای مرا بنویسد.

عایشه تعجب کرد و گفت: یک حج ازحج های تو؟

حضرت فرمود: بلکه دو حج از حجهای من.

باز عایشه تعجب کردحضرت فرمود: بلکه چهار حج و پیوسته عایشه تعجب می کرد و حضرت بر آن می افزود تا آنجا که فرمود: نود حج از حجهای من که با هر حجی عمره برده باشد.

******************************************

منبع:منتهی الامال، ج 1، ص 548

موضوعات: از امام صادق روایت شده, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:39:00 ب.ظ ]




 از امام محمد باقر علیه السلام روایت شده است:

  که در دوران کودکی امام حسین، پیامبر زیر گلوی او را می‌بوسید و می‌گریست.

روزی حسین علیه السلام پرسید:«چرا گریه میکنید؟»

پیامبر فرمود:«چون جای شمشیر دشمنانم را بر گلوی فرزند عزیزم می‌بینم.»

امام حسین علیه السلام پرسید:«ای پدر، آیا من کشته خواهم شد؟»

پیامبرفرمود:«بله. تو و پدر و برادرت همگی کشته خواهید شد»

امام حسین علیه السلام گفت:«قبرهای ما از یکدیگر دور خواهد بود؟»

پیامبر فرمود:«بله، فرزندم»

امام حسین علیه السلام پرسید:«پس چه کسی از امت تو ما را زیارت خواهد کرد؟

پیامبر فرمود:«صدیقان امتم من و تو و پدر و برادرت را زیارت می‌کنند».

********************************

منبع:منتهی الامال، ج 1، ص

موضوعات: از امام باقر روایت شده, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:36:00 ب.ظ ]




 

احکام عزاداری

                                                                     

 

س۱. آیا جایز است در ایام محرم از افراد خیّر اموالی را جمع آوری کرد و با تقسیم آن‌ها به سهم‌ های مختلف، قسمتی را به قاری قرآن و مرثیه‌خوان و سخنران داد و باقی‌مانده را برای برگزاری مجالس مصرف کرد؟

ج. اگر با رضایت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشکال ندارد.

*************************************************************

س۲. آیا می‌شود «اضافه‌خرج» مراسم فاطمیه را در محرم خرج کرد؟

ج. اگر نذر خاص نشده باشد که در مراسم فاطمیه مصرف شود و یا خلاف نظر اهدا کنندگان نباشد، اشکال ندارد.

**************************************************************

س۳. باقی‌ مانده اموالی که به عنوان هزینه‌ های مراسم عاشورای امام حسین(ع) جمع ‌آوری می‌ شود، در چه موردی باید خرج شود؟

ج. می‌ توان اموال باقی‌مانده را با کسب اجازه اهداء کنندگان آن‌ها در امور خیریه مصرف کرد و یا آن‌ها را برای مصرف در مجالس عزاداری آینده نگه داشت.

************************************************************

س۴. آیا می توان از اموال بیت المال برای مراسم عزاداری استفاده کرد؟

ج. بطور کلی این گونه امور تابع قوانین و مقررات اداره مربوطه می باشد و تخلف از آن جایز نیست؛ و اگر بر طبق قوانین و مقررات باشد، مانع ندارد.

**************************************************************

س۵. آیا سیاه پوش کردن مسجد و پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزاداری کراهت دارد؟

ج. سیاهپوش کردن مساجد و پوشیدن لباس مشکی در ایام عزاداری خاندان عصمت و طهارت (علیهم السلام) به منظور تعظیم شعائر الهی و اظهار حزن و اندوه موجب ترتب ثواب الهی است در هر صورت کراهت پوشیدن لباس سیاه در غیر نماز ثابت نیست.

****************************************************************

س۶. آیا مالیدن گِل به سر و صورت در ایام عزاداری اشکال دارد؟

ج.اگر به نحو متعارف و به گونه ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود، اشکال ندارد.

*************************************************

س۷. از ساختمان حسینیه صدای قرائت قرآن و مجالس حسینی بسیار بلند پخش می‌شود به‌طوری که صدای آن از بیرون شهر هم شنیده می‌شود واین امر منجر به سلب آسایش همسایگان شده است و مسئولین و سخنرانان حسینیه اصرار به ادامه آن دارند، این عمل چه حکمی دارد؟

ج. اگرچه اقامه مراسم و شعائر دینی در زمان‌های مناسب در حسینیه از بهترین کارها و جزو مستحبّات مؤکد می‌باشد، ولی واجب است برگزارکنندگان مراسم و عزاداران تا حد امکان از اذیّت و ایجاد مزاحمت برای همسایگان بپرهیزند هرچند با کم‌ کردن صدای بلندگو و تغییر جهت آن به طرف داخل حسینیه باشد.

****************************************************

س۸. در حسینیه‌ ها و مساجد بیشتر مناطق به‌خصوص روستاها مراسم شبیه‌ خوانی به اعتبار این‌که از سنت‌های قدیمی است برگزار می ‌شود که گاهی اثر مثبتی در نفوس مردم دارد، این مراسم چه حکمی دارند؟

ج. اگر مراسم شبیه‌ خوانی مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضیات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشکال ندارند، ولی در عین حال بهتر است که به جای آن‌ها، مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصائب حسینی و مرثیه‌خوانی برپا شود.

****************************************************

س۹. در بعضی از هیأت‌های مذهبی مصیبت‌هایی خوانده می‌شود که مستند به مقتل معتبری نیست و از هیچ عالم یا مرجعی هم شنیده نشده است و هنگامی که از خواننده مصیبت از منبع آن سؤال می‌شود، پاسخ می‌دهند که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) این‌گونه به ما فهمانده‌اند و یا ما را راهنمایی کرده‌اند و واقعه کربلا فقط در مقاتل نیست و منبع آن هم فقط گفته‌های علما نمی‌باشد بلکه گاهی بعضی از امور برای مدّاح یا خطیب حسینی از راه الهام و مکاشفه مکشوف می‌شود، سؤال من این است که آیا نقل وقایع از این طریق صحیح است یا خیر؟ و در صورتی که صحیح نباشد، تکلیف شنوندگان چیست؟

ج. نقل مطالب به‌ صورت مزبور بدون این‌که مستند به روایتی باشد و یا در تاریخ ثابت شده باشد، وجه شرعی ندارد مگر آن‌که نقل آن به عنوان بیان حال به حسب برداشت متکلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تکلیف شنوندگان نهی از منکر است به شرطی که موضوع و شرایط آن نزد آنان ثابت شده باشد.

*******************************************************

س۱۰. آیا خواندن زن در مجالس عزاداری با علم او به این‌که مردان نامحرم صدای او را می‌شوند جایز است؟

ج. اگر خوف مفسده باشد باید از آن اجتناب شود.

*******************************************************

س۱۱. شنیدن صدای گریه و شیون نامحرم که در عزای اهل بیت علیهم السلام است (باتوجه به کنار هم بودن قسمت زنانه و مردانه هیئت) برایمردان چه حکمی دارد؟

ج. در صورتی که مفسده ای نداشته باشد، فی نفسه اشکال ندارد.

**************************************************

س۱۲. برهنه شدن در سینه زنی به شرط اینکه نامحرم نباشد اشکال دارد؟

ج. شایسته است عزاداری به شیوه مرسوم و سنتی ـ که با لباس انجام می گرفته ـ برگزار گردد.

***************************************************

س۱۳. آیا لطمه زدن به بدن در عزاداری ها جایز است؟

ج. لطمه زدن در عزاداری اگر ضرر قابل توجهی بر بدن داشته باشد و یا موجب وهن مذهب یا مؤمنین یا مراسم عزاداری معصومین (علیهم السلام) باشد، جایز نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزاداری معصومین (علیهم السلام) بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (علیه السلام) را بنمایند.

****************************************************

س۱۴. هروله کردن و گفتن ذکر ائمه بصورت تند و پشت سر هم (شور) جایز است؟

ج. اگر موجب وهن مذهب یا مراسم عزاداری معصومین «علیهم السلام» نباشد فی نفسه اشکال ندارد.

********************************************************

س۱۵. آیا استفاده از برخی از الفاظ مانند من سگ حسینم در عزاداری اشکال دارد؟

ج. گفتن این الفاظ شایسته نیست و در هر حال بهتر است مؤمنین مراعات شؤون عزاداری معصومین «علیهم السلام» بویژه سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین «علیه السلام» را بنمایند.

********************************************************

س۱۶. استفاده از آلات موسیقی مانند اُرگ (از آلات موسیقی و شبیه پیانو است) و سنج و غیر آن‌ها در مراسم عزاداری چه حکمی دارد؟

ج. استفاده از آلات موسیقی، مناسب با عزاداری سالار شهیدان نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده برگزار شود.

*******************************************************

س۱۷. اگر بعضی از واجبات از مکلّف به سبب شرکت در مجالس عزاداری فوت شود مثلاً نماز صبح قضا شود، آیا بهتر است بعد از این در این مجالس شرکت نکند یا این‌که عدم شرکت او باعث دوری از اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌شود؟

ج. بدیهی است که نمازِ واجب، مقدم بر فضیلت شرکت در مجالس عزاداری اهل‌بیت(علیهم السلام) است و ترک نماز و فوت شدن آن به بهانه شرکت در عزاداری اهل بیت (علیهم السلام) جایز نیست، ولی شرکت در عزاداری به‌گونه‌ای که مزاحم نماز نباشد ممکن و از مستحبّات مؤکد است.

*****************************************************

س۱۸. نظر شریف حضرت عالی نسبت به ادامه حرکت دسته های عزاداری در شب های محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نی چیست؟

ج. به راه انداختن دسته های عزاداری برای سیدالشهدا و اصحاب او(علیهم السلام) و شرکت در امثال این مراسم امر بسیار پسندیده و مطلوبی است و از بزرگترین اعمالی است که انسان را به خداوند نزدیک می کند، ولی باید از هر عملی که باعث اذیّت دیگران می شود و یا فی نفسه از نظر شرعی حرام است، پرهیز کرد.

******************************************************

س۱۹. آیا جایز است زنان با حفظ حجاب و پوشیدن لباس خاصی که بدن آنان را بپوشاند، در دسته‌ های سینه‌ زنی و زنجیرزنی شرکت کنند؟

ج. شرکت زنان در دسته‌ های سینه زنی و زنجیر زنی شایسته نیست.

*********************************************************

س۲۰. اگر انسان در زیارتگاه های ائمه(علیهم السلام) خود را به زمین بیندازد و همانند بعضی از مردم که صورت و سینه خود را برزمین می مالند تا از آن خون جاری شود و به همان حالت وارد حرم می شوند، عمل کند چه حکمی دارد؟

ج. این اعمال که به عنوان اظهار حزن و عزاداری سنّتی و محبت ائمه(علیهم السلام) محسوب نمی شوند از نظر شرعی اعتباری ندارند، بلکه اگر منجر به ضرر بدنی قابل توجه و یا وهن مذهب شوند، جایز نیست.

*****************************************************

س۲۱. استفاده از عَلَم در مراسم عزاداری سیدالشهدا(ع) با قراردادن آن در مجلس عزا یا حمل آن در دسته عزاداری چه حکمی دارد؟

ج. فی نفسه اشکال ندارد ولی نباید این امور جزء دین شمرده شوند.

*******************************************************

س۲۲. استفاده از طبل و سنج و شیپور در مجالس و دسته های عزاداری چه حکمی دارد؟

ج. استفاده از شیپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد، ولی نباید به گونه ای استفاده شود که موجب اذیت دیگران شود.

****************************************************

س۲۳. زنجیرزدن به بدن همان‌گونه که بعضی از مسلمانان انجام می‌ دهند، چه حکمی دارد؟

ج. اگر به نحو متعارف و به‌ گونه‌ای باشد که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه در عزاداری محسوب شود اشکال ندارد.

*******************************************************

س۲۴. خرید و فروش در روزهای تاسوعا و عاشورا چه حکمی دارد؟

ج. فی نفسه حرام نیست، لکن شایسته است شخص به عزاداری اشتغال داشته باشد و خود را از ثواب بزرگ محروم نسازد.

******************************************************

س۲۵. در روز عاشورا مراسمی مانند زنجیرهایی که دارای تیغ و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار می شود که علاوه بر این که باعث بدنام شدن مذهب شیعه اثنی عشری در انظار علما و پیروان مذاهب اسلامی و مردم جهان می شود، ضررهای جسمی و روحی هم به این اشخاص وارد می کند و همچنین موجب توهین به مذهب می گردد، نظر شریف حضرت عالی در این باره چیست؟

ج. هر کاری که برای انسان ضرر داشته و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی و وهن مذهب اهل بیت(علیهم السلام) می شود و این از بزرگترین ضررها و خسارت هاست.

***********************************************************

س۲۶. معیار شرعی ضرر اعم از جسمی یا روحی چیست؟

ج . معیار، ضرری است که در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.

*********************************************************

س۲۷. آیا قمه زدن به طور مخفی حلال است یا این که فتوای شریف حضرت عالی عمومیت دارد؟

ج. قمه زنی علاوه بر این که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی شود و سابقه ای در عصر ائمه(علیهم السلام) و زمان های بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم(ع) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می شود بنا بر این در هیچ حالتی جایز نیست

********************************************

منبع:پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری

 

موضوعات: احکام عزاداری, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:16:00 ب.ظ ]




روز هفتم محرم


روزه گرفتن مستحب است.

موضوعات: اعمال روز هفتم, سبک زندگی عاشورایی  لینک ثابت
 [ 09:09:00 ب.ظ ]