قوه قضائيه و قضات

اهميتى كه اسلام به قضاوت داده است، به كمتر چيزى داده است. مساله قضا يك مساله مهمى است كه سر و كارش با همه حيثيت كشور است. قوه قضائيه اگر از روى موازين اسلامى - انسانى رفتار كند، كشور را مى‏تواند نجات دهد. در دست قوه قضائيه همه چيز است، جان مردم است، مال مردم است، نواميس مردم است، همه در تحت‏سيطره قوه قضائيه است.

و قاضى اگر چنانچه - خداى نخواسته - نالايق باشد، ناصحيح باشد، اين در اعراض و نفوس مردم سلطه پيدا بكند، معلوم است كه چه خواهد شد. قوه قضائيه بايد توجه بكند كه سر و كارش با جان و مال مردم است و نواميس مردم، سر و كار اين با آنهاست ؛ و بايد افراد صالح در آن جا باشند، سالم باشند و توجه بكنند كه خطاى قاضى بزرگ است، عمدش مصيبت‏بار است، خطايش هم بزرگ است. در صورتى كه حكمى از قضات صادر شد…

احدى حق دخالت در امر قضا را ندارد ؛ و دخالت كردن خلاف شرع، و جلوگيرى از حكم قضات هم بر خلاف شرع است. اعراض مردم دست قضات است ؛ بايد آنها را، هم تعليم كنند و هم تربيت كنند.

قاضى اگر چنانچه در حال غضب باشد نبايد حكم بدهد، براى اين كه حكم در حال غضب حكمى است كه از منشا عقلى و شرعى صادر نمى‏شود. قاضى امروز مسئول حيثيت اسلام است، مسئول حيثيت جمهورى اسلام است، و مثل قضات در طول تاريخ نيست كه فقط مسئول باشد نسبت به قضاوتى كه در مورد شخصى مى‏كرد. در اجراى حدود نبايد از آن حدودى كه حق تعالى فرموده است پايينتر عمل بشود و نبايد زيادتر.

مجرمى كه بالاترين جرم را دارد و به سوى چوبه دار مى‏رود، جز اجراى حد شرعى احدى حق آزار او را، لفظا و عملا، ندارد و مرتكب، خود ظالم است. بايد زندانها محل تربيت باشد، بايد مردم را در زندانها تربيت كرد، زندان خودش يك تربيتگاه بايد باشد. دستور اسلام، رحمت بر اسيران است گرچه ظالم و جاسوس باشند. قاضى و قوه قضائيه مستقل است و هيچ كس نبايد در آن دخالت بكند.

موضوعات: رهبر معظم انقلاب:  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...